الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
313
شرح كفاية الأصول
اشكالات استدلال بر استدلال به آيه سؤال از اهل ذكر ، اشكالاتى وارد شده است كه به سه مورد از آنها اشاره مىكنيم . اشكال اوّل « 1 » اين آيه به قرينه صدرى كه دارد ، مربوط به اصول عقائد است ، درحالىكه بحث ما در حجّيت خبر واحد ، در محور فروع دين است ، و گرنه در حوزه اصول دين ، جاى اين بحث نمىباشد . توضيح مطلب اينكه : در آيه 43 سورهء نحل آمده است : « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ ، فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » و در آيه 7 سورهء انبياء آمده است : « وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ ، فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » اين دو آيه ، پاسخ به آن ادّعاى مشركين است كه نسبت به پيامبرشان مىگفتند : آنها بشرند و نمىتوانند پيامبر باشند ( معتقد بودند كه پيامبر بايد از بين ملائكه انتخاب شود ) و لذا قرآن مىفرمايد : اگر تو ( پيامبر اسلام ) از جنس بشر هستى ، نبايد تعجّب كنند ، زيرا پيامبران قبلى نيز از جنس بشر بودند و در ادامه قرآن خطاب به مشركين مىفرمايد : اگر اين مطلب را نمىدانيد ، از علماى يهود و نصارى سؤال كنيد ، زيرا نشانههاى نبوّت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله در تورات و انجيل بوده است . بنابراين آيهء سؤال از اهل ذكر ، مربوط به اصول عقايد و بحث نبوّت است و ارتباطى به بحث حجّيت خبر واحد ( كه در حوزه و محور احكام و فروع دين استفاده مىشود ) ندارد .
--> ( 1 ) . اين اشكال در متن كتاب نمىباشد و مصنّف به آن اشاره نكرده است .